سال ۸۸ سال مهمي براي جامعه و به خصوص براي دانشجويان است. سال ۸۸ در حالي فرا مي رسد که سال گذشته سال اعتراضات وسيع و گسترده دانشجويان بود. به سال ۸۷ که نگاه مي کنيم يک جنگ تمام عيار ميان دانشجويان و حکومت اسلامي را مي بينيم. تمام تلاش جمهوري اسلامي براي سرکوب و ارعاب دانشگاه، تمام مانورها و زور و ضرب حکومت براي ساکت کردن دانشگاه در روزهاي آخر ۸۷ با اعتراضات جانانه دانشجويان پلي تکنيک در مقابل “والا ترين ارزش” هاي جمهوري اسلامي، سکه يک پول شد.
سال ۸۷ براي دانشگاه خصوصيت مهمي که داشت گسترش اعتراضات در دانشگاه هاي مختلف بود. اعتراضات چند صد و چند هزار نفره در دانشگاه هاي مختلف درمي گرفت و ديگر فعالين دانشجويي در اعتراضات تنها نبودند. ديگر اعتراضات دانشجويان مختص دانشگاه هاي تهران يا ساير دانشگاه هاي بزرگ نبود. اعتراضات توده اي شده و گسترده و به طور پي گير از طرف دانشجويان دنبال مي شدند. دانشجويان در هر اعتراض مبارزه جانانه و تن به تني با جمهوري اسلامي و اعوان و انصارش پيش بردند. اعتراضات دانشجويان در سال ۸۷ از روز هاي اول ارديبهشت با اعتراضات چند هزار نفره دانشجويان دانشکده هاي فني تهران شروع شد و با اعتراضات وسيع دانشجويان دانشگاه شيراز ادامه يافت و در انتها با مبارزه جانانه دانشجويان پلي تکنيک پايان يافت.
در اعتراضات سال گذشته نکات و محورهاي اعتراضي دانشجويان قابل تامل و بررسي هستند و مي توانند مبنايي براي سازمان دهي اعتراضات سال جديد در دانشگاه باشند. همانطور که بالاتر اشاره شد يکي از خصوصيات اعتراضات دانشجويان در سال گذشته توده اي بودن اعتراضات دانشجويان بود، به اين معني که تعداد هر چه بيشتري از دانشجويان در اعتراضات شرکت داشتند. شرکت گسترده دانشجويان در اعتراضات نسبت به سال هاي قبل با توجه به سرکوب هاي گسترده حکومت چه در دانشگاه و چه در جامعه نشانه کم اثر بودن يا به عبارتي شکست سياست هاي ارعاب و تهديد حکومت در دانشگاه بود. همزمان با شکست سياست ارعاب جمهوري اسلامي درگير شدن تعداد هر چه بيشتري از دانشجويان در اعتراضات، اعتراضاتي که ماهيتا سر سازش با هيچ جناحي از حکومت را ندارند و ماهيت سرنگوني طلبي دارند برگ برنده ديگري براي دانشجويان بود.
خصوصيت ديگر اعتراضات دانشجويان در سال ۸۷ پي گبر بودن دانشجويان در مبارزاتشان بود. سال ۸۷ از طرفي سال سرکوب وحشيانه اعتراضات نيز بود. تعدادي از دانشجويان در زندان ها کشته شدند، تعدادي در اثر فشارهاي بيش از حد و ضد انساني در دانشگاه ها خود کشي کردند و ليست طولاني اي از اخراج ها و تعليق ها و دستگيري ها و احضار به کميته انضباطي پرونده مقابله حکومت با دانشجويان را تشکيل مي دهد. ولي با اين حال دانشجويان در اعتراضاتشان تا جايي که امکان داشت، تا جايي که زورشان مي رسيد و در توان داشتند، تا جايي که اتحاد و انسجامشان اجازه مي داد، تا جايي که حمايت ساير دانشگاه ها و دوستانشان را داشتند و تا جايي که فضاي اعتراضي جامعه و بين المللي همراهشان بود و تفويت شان مي کرد در مقابل حکومت و نيروهاي سرکوبش ايستادگي مي کردند و عقب نشيني هايي به آن تحميل کردند.
مسئله پيگيري اعتراضات اساسا به راديکال شدن و درگير شدن تعداد زيادي از دانشجويان در اعتراضات بر مي گردد. کمرنگ شدن نقش و تاثيرگذاري گرايشاتي که همواره مثل ترمز براي اعتراضات دانشجويي عمل مي کرده اند نيز در اين ميان مهم است. اين گرايشات ، مثل انجمن اسلامي و تحکيم وحدت خود نيز براي عقب نماندن از توده دانشجو مجبور شدند دوز راديکاليزم شان را تا جايي که برايشان امکان داشت بالا ببرند. براي مثال شعارهايي که روز دانشجوي ۸۷ بر پلاکاردهاي مراسم تحکيم نقش بسته بود هيچ ربطي به ماهيت سياسي اين جريان نداشت. برابري زن و مرد و لغو مجازات اعدام مطالباتي هستند که به اين گرايشات تحميل شده اند.در هر صورت راديکال تر شدن اعتراضات اجتماعي به خصوص اعتراضات کارگري تاثير مهم و تعيين کننده اي بر اعتراضات دانشجويان داشت. هر چه حکومت فشار و اذيت و آزارش را بيشتر مي کرد اعتراضات دانشجويان عميق تر و توده اي تر مي شد. اين واقعيتي است که امروز مي توان با نگاهي به اعتراصات دانشجويان به راحتي ديد. مقايسه ليست سرکوبها و بگير و ببند ها با ليست اعتراضات اين ادعا را ثابت مي کند.
مطالبات دانشجويان در سال گذشته همچون سالهاي قبل ليستي از مطالبات صنفي و سياسي بود. از اعتراض به وضعيت نامناسب خوابگاه و سلف سرويس گرفته تا خوابگاه و آسانسور و هيئت علمي تا اعتراض به جداسازي جنسي و اعتراض به دستگيري دانشجويان و اعتراض به احکام کميته هاي نضباطي و اعتراض به بسته شدن نشريات و تشکل هاي دانشجويي. مطالباتي مثل اعتراض به احکام کميته هاي انضباطي و دستگيري دانشجويان و اعتراض به جداسازي جنسي و نبود آزادي بيان اساسا سياسي تر بودند. ولي اعتراضاتي که صنفي نيز بودند در زمينه اعتراضات سياسي جامعه و دانشگاه خصوصياتي کاملا سياسي به خود گرفتند. بي اعتمادي به قول و وعده وعيدهاي مسئولين دانشگاه براي رسيدگي به مشکلات صنفي ، تبديل هر جلسه و حضور مسئولين حکومتي به صحنه اعتراض و استيضاح حکومت، و از طرفي مقابله کاملا سياسي حکومت با اعتراضات دانشجويان و ازطرف دانشجويان پيگيري، اتحاد و راديکال شدن اعتراضاتشان در هر عرصه اعتراضي، باعث شد اعتراضات ظاهرا کاملا صنفي و غير سياسي به موضوعات سياسي تبديل شود. واقعیت این است که توده دانشجو و گرایش غالب در دانشگاه جمهوری اسلامی را نمی خواهد و به هر بهانه ای شده اعتراضش را به سمت سرنگونی می برد. هر چه مسئولین قول مساعدت و رسیدگی می دهند دانشجویان قبول نمی کنند و در واقع می گویند”تا شما هستید ما به خواسته هایمان نمی رسیم و کوتاه هم نمی آییم!”. در واقع مطالبات صنفی علاوه بر خصلت واقعا صنفی که دارند و برای بهبود شرایط همین امروز دانشجویان هستند، ولی خصلت کاملا سیاسی و سرنگونی طلبانه هم دارند و به ظرفی برای اعتراض به جمهوری اسلامی تبدیل شده اند. در واقع در ایران امروز هیچ اعتراضی نمی تواند کاملا صنفی و غیر سیاسی بماند، مردم سال هاست می دانند تا وقتی جمهوری اسلامی سرمایه داری بر سر کار است رسیدن به مطالبات به حقشان محال است و برداشتن این حکومت اولین گام برای رسیدن به خواسته هایشان است.
اما موضوعي که اهميت زيادي در اعتراضات دانشجويان داشت، عمومي شدن برخي شعار ها و مطالباتي که تا سال قبل توده گير و عمومي نشده بودند بود. اعتراض به آپارتايد جنسي از جمله آن بود، اعتراض به دستگيري دانشجويان زنداني و مقابله با اسلامي کردن فضاي دانشگاه از جمله عرصه هايي بودند که در سال گذشته بيشترين اعتراضات را به خود اختصاص دادند. مسئله آپارتايد جنسي و اعمال محدوديت به خصوص براي دختران ، اخراج دختران دانشجو از دانشگاه اصفهان و دانشگاه هنر تهران از جمله مواردي بود که به اعتراضات دانشجويان منجر شد، همچنين اعتراض به جدا سازي جنسي در دانشگاه بهشتي و دانشکده خبر و دانشگاه تربيت مدرس، برپايي مراسم ۸ مارس در دانشگاه اصفهان و اعتراضاتي در همين زمين هدر دانشگاه شيراز از جمله اعتراضاتي بود که حول آپارتايد جنسي صورت مي گرفت. آپارتايد جنسي به عنوان يکي از مشخصه هاي اصلي حکومت اسلامي مورد تعرض دانشجويان قرار ميگرفت.
سال گذشته سال سرشکستگي سران ريز و درشت حکومت در دانشگاه بود. هر کدام از سران حکومتي وارد دانشگاه شدند به خفت و آبرو ريزي از دانشگاه خارج شدند، مگر مثل خامنه اي و احمدي نژاد يک روز تعطيل، بي خبر و بي سر و صدا وارد يک منطقه قرق شده بشوند و از در پشت خارج شوند. يعني دانشگاه براي بالاترين مقامات حکومت محل امني نبود.
اما حکومت به هر حال به بگير و ببند و صدور احکام علبه دانشجويان ادامه داد و مي دهد. همانطور که بالاتر اشاره کردم، به درجه اي که هر اعتراض دانشجويي از حمايت خود دانشجويان همان دانشگاه، حمايت دانشجويان ساير دانشگاه ها و حمايت هاي بين المللي برخوردار بود، توانست به مقاصد خود نزديک تر بشود.
يکي از فاکتورهايي که مي تواند به حمايت همه جانبه دانشگاه هاي هر چه بيشتري از يک اعتراض مشخص بينجامد، تشکل سراسري دانشجويي است. کمبود چنين تشکل هايي که بتواند مطالبات دانشجويان را بي تخفيف و بي سازشکاري با هيچ بخشي از حکومت نمايندگي کند، تشکلي که مطالبات دانشجويان را در همه عرصه ها بتواند نمايندگي کند و راديکال و تيز بين باشد و همگام با اعتراضات جاري در جامعه و دوش به دوش آنان مطالبات دانشجويان را نمايندگي و رهبري کند در حال حاظر در دانشگاه هاي ايران موجود نيست.
چنين تشکلي را بايد ايجاد کرد. اين امر فعالين عرصه دانشجويي است که پا پيش بگذارند و دست به کار شوند. بحث حول چنين تشکلي بايد يکي از عرصه هاي بحث و جدل دانشجويان بشود تا از اين بحث ها شکل درست و مناسبي براي ايجاد يک تشکل توده اي و فراگير دانشجويي به دست آيد. با اين مقدمه اميدوارم بتوانيم وارد بحث و تبادل نظر حول مسئله تشکل سراسري دانشجويي بشويم.
مربوط به موضوع های: جوانان کمونیست