“ولنتاینز دی” یا روز عشاق هم از آن روزهای جالب است. یک سنت غربی است اما شاید در تهران بیشتر از هرجای دیگر دنیا برگزار میشود. هر سال مفصل تر و گسترده تر و مدرن تر می شود، طیف وسیعتری از جوانان را در بر می گیرد و مراسم آن امروزی تر می شود.
از اخبار رسیده اینكه امسال مراسم این روز در اطارف تهران با رقص و شادی و برداشتن حجاب هم همراه بوده است. هر چه جمهوری اسلامی مخالف شادی و قاطی شدن دختر و پسر است و می خواهد قوانین ارتجاعی را به جوانان تحمیل كند نه تنها موفق نمی شود، نه تنها نمی تواند وضعیت را حفظ كند بلكه هر سال اوضاعش وخیم تر هم می شود. امسال ولنتاین دی حول و حوش مرگ یكی از امامان بود و جمهوری اسلامی همه زورش را زد كه برای این روز محدودیت ایجاد كند و آنقدر زورش رسید كه اعلام كرد لا اقل وسایل سرخ رنگ را نفروشید!! حالا چرا فروش رنگ قرمز با وفات امامشان جور در نمی آید و مثلا عروسك های زرد و صورتی منافاتی ندارد مسئله دیگریست ولی عكس های فروشگاه ها را كه نگاه كنید پر است از قلب ها و عروسك های ریز و درشت سرخ رنگ!

این همه طرح مبارزه با بدحجابی (بخوانید فرهنگ تن ندادن به حجاب، فرهنگ شادی و مدرن و امروزی) و مانور نیروی انتظامی برای این بود كه چنین روابط و مناسباتی از جامعه محو شوند و جایش را غم و اندوه و سرخوردگی و نا امیدی بگیرد ولی چنین نشد و جامعه قصد ندارد چنین آینده ای را از جمهوری اسلامی بپذیرد. همین روزها نشان می دهند جامعه نپزیرفته و جمهوری اسلامی در كوچكترین اهدافش هم نتوانسته موفق بشود. جمهوری اسلامی با گسترش عرصه های تقابلش با جامعه كار خود را سخت تر كرده است. حكومت اسلامی می خواهد و تلاش می كند و سرمایه گذاری می كند و تبلیغ می كند كه جامعه ایران اسلامی ست و دختر و پسر رابطه ای نباید داشته باشند، حالا كافیست علیرغم تمام این تلاشهای حكومت جوانان رابطه داشته باشند و كاری كه امروز می كنند را بكنند، این می شود مبارزه هر روزه با حكومت و اهداف و تلاش ها و سیاست هایش، مبارزه ای كه هر روز در كوچه و خیابان و دانشگاه در جریان است و رمق حكومت اسلامی را گرفته و مستاصلش كرده است. مبارزه ای كه سران حكومت را بر سر طرح ارتقاء امنیت اجتماعی به جان هم انداخته است و مسئولیت این طرح ها را به گردن هم می اندازند. ممكن است برخی بگویند این روزها این سیاست های سران حكومت برای جمع كردن رای است كه هیچ كس مسئولیت این طرح ها و مانور ها را به عهده نمی گیرد، قبول! ولی همین نشان می دهد حتی همان تعداد اندكی كه رای می دهند هم از وضعیت خسته هستند می خواهند اوضاع اینی نباشد كه هست.
جالبی روز ولنتاین در نكته دیگری هم هست. وضعیت جوانان در ایران در این روز كه معلوم است، روابط دختر و پسر علیرغم همه بگیر و ببند ها و محدودیت ها محدود بشو نیست، ولی دو جریان در این میان هستند كه بی ربطی شان به جامعه و جوانان را بیشتر از همیشه نشان می دهند. اولی همان جمهوری اسلامی ۱۴۰۰ سال پیشی است كه روز ازدواج امان اولشان را می خواهند به جای ولنتاین دی جا بزنند، كه البته خریدار ندارد ولی دومی از این هم جالب تر است. ناسیونالیست های ایرانی می خواهند روز عشق در ایران باستان “سپندار مزگان” را به جای این روز جا بیندازند. یعنی از اولی هم چند هزار سالی عقب تر! گذشته از اینكه ریشه هر كدام از این روزها و سنتهای اسلامی و ناسیونالیستی چیست و جریانات اسلامی و ناسیونالیست برای چه اصرار دارند كه این روز را صاحب شوند و عوض كنند، مسئله اینجاست كه جوانان اصلا گوششان به این چیزها بدهكار نیست. جوانان در ایران همراه با همه جوانان در جهان یك روز مشترك را جشن می گیرند، فرهنگ مشترك و مدرنی را انتخاب كرده اند، برای شان نه مهم است و نه مطرح كه حتی همین روز ولنتاین ریشه اش چیست و از كجا آمده است. مهم اینست كه این روز، روز سمبلی است از خلاصی فرهنیگ و رابطه آزاد و برابر دختر و پسر. از نظر جوانان تهران روز ولنتاین روز محبت انسان ها به هم در همه جهان است، میخواهد همان رفتاری كه جوان فرانسوی و سوئدی و آلمانی دارد، همان روز جوانان در ایران داشته باشند. سنت “ایرانی” و “اسلامی” در مقابل تمایل به مدرنیسم و انسان گرایی فارغ از ملیت و نژاد و دین بدجوری در تنگنا افتاده است. اینها مشخصات یك جنبش عظیم انسانی و مدرن و امروزی هستند كه ناسیونالیسم و مذهب را نمی پذیرد و روز به روز حاشیه ای میکند. جهانی بودن، برابری زن و مرد، غیر مذهبی و غیر ناسیونالیستی بودن از مشخصه های فرهنگ جامعه به خصوص جوانان در ایران است، چه جنبشی این مشخصات را در عرصه سیاست نمایندگی می كند غیر از كمونیسم كارگری؟ هیچ!
مربوط به موضوع های: جوانان کمونیست