18 تیر و اتفاقاتی که در آن روز ها افتاد به “6 روزی که جمهوری اسلامی را لرزاند” معروف شد. دراین جا می خواهم به عنوان کسی که در آن اتفاقات حاضر بودم برداشت و نظر خودم را از آن واقعه بگویم.
برای بررسی 18 تیر به نظرم باید به زمینه های سیاسی و اجتماعی آن روزها در ایران پرداخت. وجه غالب سیاست های حکومت و بحث روز جریان دوی خرداد و اصلاحات بود که باید از اینجا شروع کرد. از انتخاب خاتمی و قدرت گیری جریان اصلاحات که بعد از انتخابشان به عنوان 2 خردادی ها معروف شدند و این به عنوان ترمی سیاسی در ایران جا افتاد. انتخاب خاتمی از طرف مردم به عنوان رییس جمهوری در واقع انتخاب سیاست های او و جریان مطبوعش نبود. انتخاب یکی از “سه سید فاطمی خمینی و خامنه ای، خاتمی” نبود. انتخاب سید خندانی که بلد است بخندد و عبایش شکلاتی ست نبود. برای کسانی که آن روزها را به یاد دارند کاملا روشن است که خاتمی نامزد جریانی بود که از طرف خامنه ای مورد تایید نبود. حد اقل آنطور که در جامعه شایع بود خامنه ای شدیدا به ناطق نوری تمایل داشت، کسی که می گفتند می خواهد پیاده رو ها را زنانه مردانه کند. در عوض خاتمی با ژست دفاع از حقوق جوانان و زنان به میدان آمد. اینکه چقدر هر کدام از این شنیده ها و تبلیغات واقعی بود خیلی مهم نیست، مهم این است که فضای جامعه و فضای سیاسی آن روز چگونه بود مهم تر است. دو نامزد مطرح موجود بودند. یکی از طرف خامنه ای، یعنی نماینده و پرچم دار کلیت جمهوری اسلامی مورد تایید بود و دیگری از این مصیبت بی بهره بود. و همین تایید و حمایت خامنه ای از ناطق نوری بود که باعث محبوبیت خاتمی شد.
در این میان مردم با توجه به توازن قوا و انسجام اعتراضاتشان، با توجه به 8 سال جنگ ویرانگر که هنوز آثارش بر زندگی شان هویدا بود، بعد از گذشت سال ها از شروع سیاست های رفسنجانی در راستای خصوصی سازی و گرانی سرسام آور و بی امکاناتی ناشی از آن، با دو آلترناتیو مواجه بودند، یکی مورد تایید نماینده حکومت و دیگری ظاهرا مغضوب آن. پس در آن شرایط سیاسی و مخصوصا شرایط رئز اپوزیسیون طبیعی بود که دومی را انتخاب کنند.
جامعه ایران به گواه سرکوب سالهای 60 از همان ابتدا حکومت اسلامی را نپذیرفته بود. انقلاب 57 در پی آزادی و برابری بود، شوراهای کارگری را می خواست تشکیل دهد ولی شکست خورد و شوراهای اسلامی تشکیل شدند و حکومتی بر سر کار آمد که تا آن موقع و هنوز هم از سوی مردم پذیرفته نشده است. با توجه به پختگی مبارزات و اعتراضات موجود و همین طور نقش و تعیین کنندگی نیروهای آلترناتیو اپوزیسیون، مردم می خواستند با اتکا به یکی از جناح های حکومت، کل آن را تضعیف کنند و در نهایت مثل همیشه آرزوی سرنگونی حکومت آرزوی همیشگی مردم در ایران بود. به همین خاطر با انتخاب خاتمی تلاش کردند در خود حکومت شکاف ایجاد کنند. این طبیعی بود چرا که نزاع انتخاباتی خاتمی از یک طرف و ناطق و دار و دسته خامنه ای از طرف دیگر چنین چشم اندازی را به مردم داده بود.
این که مردم به سیاست های خاتمی رای ندادند واقعی ست. گفتگوی تمدن ها که تمام تلاش خاتمی و جناحش برای سربه راه کردن و تلاشی برای متعارف کردن نظام اسلامی و خارج کردن رژیم از بحران لاینحل حکومتی بود از طرف مردم هیچ گاه جدی گرفته نشد. حل مشکلات جامعه همان طور که خود سران حکومت می دانند در ساختار سرمایه داری مستلزم پذیرفته شدنشان از طرف جامعه سرمایه داری جهانی ست ولی مردم این را به درست به خودشان مربوط نمی دانند و به همین خاطر گل سرسبد سیاست های خاتمی همواره فقط از طرف بخش هایی از خود جناح های حکومتی پذیرفته و تبلیغ می شد که با بی اعتنایی مردم جواب می گرفت.
18 تیر در چنین فضای عمومی ای در جامعه ایران اتفاق افتاد. درست در زمانی که جناح به اصطلاح”بهتر” حکومت که می گفتند می خواهد آزادی بدهد و حجاب ها را ببرد عقب و دوچرخه سواری دختران را آزاد کند می خواست فشار جامعه را از سر حکومت کم کند دولت را به دست گرفته بود و می رفت که مجلس را نیز قبضه کند و به امور جمهوری اسلامی سر و سامانی بدهد، جمهوری اسلامی را مقبول سرمایه داری جهانی کند و با خارج کردن حکومت اسلامی از بن بست بحران، مردم را نیز ساکت کند. درست در این زمان 18 تیر اتفاق افتاد. با اعتراضات شدید و دامنه دار مردم بلافاصله هر دو جناح حکومت در کنار هم ایستادند و خاتمی به شدت اعتراضات مردم را محکوم کرد و معترضین را اغتشاش گر خواند، خامنه ای در عوض برای دانشجویان که توسط اوباش خودش سرکوب شده بودند اشک ریخت. تحکیم وحدت هم در کنار خاتمی و سایرین اعتراضت و معترضین را محکوم کرد. در عوض مردم با ادامه اعتراض به کل حکومت نشان دادند که به هیچ کدام از جناح ها توهمی ندارند و با هیچ کدام سر سازگاری ندارند. رایشان به خاتمی در قبال سیاست هایش نبوده و هدف دیگری را دنبال می کنند.
با توجه به طیف شرکت کننده و اتفاقاتی که در آن چند روز افتاد می توان تصویر دقیق تری از اوضاع به دست داد. تصویر از اعتراضات و شرکت کنندگانش و خاطراتی از آن روزها را به قسمت بعدی مطلب واگذار می کنم.
مربوط به موضوع های: جوانان کمونیست