یکی از سوالاتی که همیشه جلوی ما کمونیست ها گذاشته می شود و اتفاقا دوهفته گذشته نمونه اش را در نامه های رسیده به نشریه داشتیم، مسئله حقوق برابر برای همه در جامعه سوسیالیستی است. در واقع منظور، برابری اقتصادی برای همه افراد جامعه است که برای بعضی ها قبل قبول نیست و استدلالاتی می آورند که در اینجا به بعضی از آن ها می پردازم.
برای روشن شدن مسئله بخشی از “یک دنیای بهتر” برنامه حزب کمونیست کارگری ایران که به این موضوع اشاره می کند را اینجا عینا می آورم “برابرى انسان ها يک مفهوم محورى در جنبش کمونيسم کارگرى و يک اصل بنيادى جامعه آزاد سوسياليستى است که بايد با برچيدن نظام طبقاتى، استثمارگر و پر تبعيض سرمايه دارى برقرار گردد. برابرى کمونيستى مفهومى بسيار وسيع تر و جهانشمول تر از برابرى حقوقى و صورى افراد و شمول يکسان قوانين و مقررات دولتى بر آنان را در بر دارد. برابرى کمونيستى يک برابرى واقعى و مادى در قلمرو اقتصادى، اجتماعى و سياسى ميان انسان ها است. برابرى نه فقط در حقوق سياسى، بلکه همچنين در برخوردارى از امکانات و مواهب مادى و محصولات تلاش جمعى بشر، برابرى افراد در جايگاه اجتماعى و مناسبات اقتصادى، برابرى نه فقط در محضر قوانين، بلکه در مناسبات مادى متقابل انسان ها با يکديگر. برابرى کمونيستى، که در عين حال شرط لازم شکوفايى توانها و استعدادهاى مختلف و متنوع همه افراد و شادابى مادى و معنوى جامعه است، تنها با از ميان رفتن تقسيم انسان ها به طبقات امکان پذير ميشود. جامعه طبقاتى بنا به تعريف نميتواند جامعه اى برابر و آزاد باشد.”
موضوعی که پاراگراف بالا به روشنی بر آن تاکید دارد این است که افراد باید از جایگاه اجتماعی و اقتصادی یکسانی برخوردار باشند و این برابری باید مستقل از شغل و حرفه و میزان تحصیلات و نژاد و مذهب و غیره باشد. این برابری فراتر از برابری صوری افراد در مقابل قانون و دولت است. در جوامعی که برابری اقتصادی وجود ندارد معمولا همین برابری ظاهری نیز با ترفندهای قانونی از بین می رود. آزادی بی قید و شرط انسان به جز در سایه این شکل از برابری میسر نیست.
ولی مسئله اینجاست که عده ایی معتقد هستند که این برابری عادلانه نیست. چرا همه باید به یکسان از مواهب مادی جامعه برخوردار باشند؟ یکی بیشتر زحمت کشیده و یکی کمتر، یکی درس خوانده و تخصصی به هم زده است و یکی کار ساده ایی را انجام می دهد. سوال اساسی در همین زحمت کشیدن عده ایی و کمتر زحمت کشیدن عده دیگر و اهمیت بیشتر یکی نسبت به دیگری ست، و همین توجیهی می شود برای نا برابری انسان در جامعه که البته هر روزه توسط سرمایه داری هم توجیه می شود و به عنوان دلیل قانع کننده نابرابری به جامعه عرضه می شود. این سوال بیشتر از طرف جوانانی مطرح می شود که در حال تحصیل و کسب تخصص هستند و نگران هستند که “حالا که ما اینقدر زحمت می کشیم و درس می خوانیم و در آینده کار مهم تری انجام می دهیم، آخر سر نباید با کسی که زحمت درس خواندتن نکشیده برابر باشیم” شاید این دوستان به نظرشان درسهایی که می خوانند خیلی سخت بیاید! و پاداش این سختی را زندگی برتر در آینده می دانند! گذشته از شوخی، تازه یک لحظه فکر کنید از درس خواندن و کسب تخصص به هر دلیلی محروم شوید. دلایلی که هیچ هم دور از انتظار نیستند، و در آینده جزء افراد کم تخصص باشید، بازهم چنین موضعی خواهید داشت؟ این دوستان باید بدانند که کار کردن آسان تر از درس خواندن نیست مخصوصا در چنین جامعه ایی که کار کردن نه در جهت شکوفایی استعدادها و نه به عنوان فعالیتی داوطلبانه باشد، بلکه جنگی تمام عیار برای بقا ست.
ولی به انتظار این دوستان هم کمی بپردازیم و ببینیم نتیجه نابرابری ای که می خواهند چیست؟ نابرابری افراد در معیشت و ارتزاقشان و استفاده از امکانات اجتماعی! اولین سوالی که پیش می آید اینست که اصلا چرا باید روزی و معیشت انسان در گرو تخصص اش باشد؟ به خاطر اینکه افراد تشویق شوند و بروند تخصص بگیرند؟ آن وقت کارهای سطح پایین به لحاظ تخصصی چه می شوند؟ یا چون امکانات اجتماعی و مادی جامعه محدود است باید یک عده بیشتر داشته باشند؟ که با وجود این همه بریز و بپاش سرمایه داری و این همه هزینه های نظامی و پلیس و زندان و تبلیغات و … معلوم می شود امکانات و پول هم ظاهرا محدودیتی ندارد. تازه مگر ما با کسی قرار گذاشته ایم که به دنیا بیاییم که متخصص بشویم؟! ما به دنیا آمده ایم که از این فرصت استثنائی که به طور اتفاقی گیرمان آمده حداکثر استفاده برای شکوفایی استعدادهایمان بکنبم و از دنیا لذت لذت ببریم. اگر غم نان و نابرابری ها کشت و کشتار سرمایه داری مجالمان بدهد! چرا باید کودک یک کارگر امکاناتی کمتر از کودک یک پزشک یا یک سیاستمدار داشته باشد؟ به فرض که ادعای این دوستان درست باشد و تخصص دلیل نابرابری هم باشد، کودکان که تخصصی ندارند؟ چرا باید کودک یک رفته گر در مضیقه باشد؟ او که هنوز فرصت کسب تخصص نداشته است! کودک حق دارد به شما بگوید: به من چه که پدرم متخصص نیست و رفته گر شده. من چرا باید تاوان بی پولی او را بدهم؟ شما بزرگتر ها با هم دعوا دارید لطفا ما را داخل دعوای خودتان نکنید!! شما چه جوابی به این کودک منطقی می دهید؟
این که افراد از نظر اقتصادی با هم برابر نباشند پیامدهای وحشتناکی دارد. در جامعه ای که نابرابری اقتصادی هست، بخشی از جامعه که بیشتر دارد در جایگاه قانون گذار و حکومت قرار می گیرد، دادگاه و زندان را اداره می کند و به موقع، همان برابری ظاهری افراد در مقابل قانون را نیز زیر پا می گذارد. در همه جای دنیا همین طور است. در ایران که مثل روز روشن است در کشورهای غربی هم هر روز مصادیقش را می بینیم.
برای طولانی نشدم بحث یک مقایسه ای بکنیم بین دو شغل. که یکی از بالا ترین تخصص هاست و این روزها در تمام دنیا درآمد خوبی دارد و یکی هم که تخصص پایینی دارد و در همه دنیا درآمد کمی دارد. یک رفته گر که زباله ها را جمع می کند و خیابان ها را تمیز می کند و یک متخصص جراحی مغز. به نظر این دوستان حتما متخصص جراحی باید درآمد بیشتری داشته باشد. چون هم زحمت بیشتری کشیده و هم کارش مهم تراست. نکته اول اینکه زمانی که متخصص جراحی در حال درس خواندن و کسب تخصص بوده، کارگر رفته گر در حال تمیز کردن خیابان و جمع کردن زباله های شهر بوده است و زحمت بیشتری هم اتفاقا می کشیده است.
مسئله بعدی اهمیت کار هر کدام است. به نظر من کار هر دو مهم است و هیچ کدام را نمی شود از چرخه تولید و جامعه حذف کرد. کلا هر کسی را که در تولید امکانات اجتماعی دخیل است اگر از گردونه تولید خارج کنیم چرج جامعه دچار اختلال می شود، جامعه برای ادامه کار خود به همه مشاغل و تخصص ها نیاز دارد. ولی یک کمی هم بدجنسی کنیم! شما به عنوان یک انسان چند بار در طول عمرتان به جراحی مغز و اعصاب نیاز پیدا می کنید؟ کلا چند درصد از مرد در طول زندگیشان به این تخصص نیاز پیدا می کنند؟ شما چند نفر را می شناسید که نیازمند این حرفه باشند؟ و تازه اگر هم باشند پول و امکاناتش را داشته باشند تا از آن استفاده کنند؟ اگر خوب فکر کنید شاید یک، دو، سه نفری را پیدا کنید. من شخصا فقط دو نفر را می شناسم! ولی در عوض چند نفر از ما به رفته گر و کسی که زباله هایمان را جمع کند نیاز داریم؟چند نفر از ما اگر از امکاناتی که متخصص جراحی به جامعه می دهد محروم شویم امکان ادامه حیات نداریم؟ و چند نفر اگر از خدماتی که رفته گر می دهند محروم شویم امکان ادامه حیات نداریم؟ همه ما! پس اهمیت کاری که رفته گر برای جامعه انجام می دهد به لحاظ آماری بسیار بیشتر است و اگر او را از جامعه حذف کنیم فاجعه ای رخ خواهد داد.
این ها را نگفتم که ارزش کار متخصص را کم کنم و یا بگویم کسی که تخصص کمتری دارد جایگاه بالاتری دارد. فقط برای جواب دادن به ارزش و اهمیت تخصص و در جواب تبلیغات موجود که گویا متخصصین جدای از جامعه و در فضا تخصص گرفته اند و بقیه به آنها بدهکارند بود.
همانطور که بالاتر هم گفتم و باز تاکید می کنم هر شغل و حرفه ایی که با حذف آن از جامعه و از چرخ تولید، تولید اجتماعی دچار اختلال شود، برای جامعه بشری لازم و ضروری ست. هر کسی که به واسطه نیروی کار خود ارتزاق می کند و نتوان آن را از چرخه تولید حذف کرد کارگر است. می توانید به شغل های مختلفی فکر کنید، پرستار، معلم، راننده، رفته گر،پزشک، هنرمند و … . هر کدام را که از چرخه تولید و جامعه حذف کنیم چرخ تولید از حرکت خواهد ایستاد. درنتیجه همه این ها به یکسان برای جامعه ضروری هستند. و همه باید به یک نسبت از امکاناتی که خودشان تولید می کنند بهره مند شوند.
تنها در جامعه ای با برابری اقتصادی ست که می توان انتظار داشت برابری مطلق سیاسی و اجتماعی وجود داشته باشد. در چنین جامعه ایی اهرم اقتصادی برای برتری طلبی وجود نخواهد داشت و برابری واقعی افراد در مقابل قانون نیز عملی خواهد بود.
مربوط به موضوع های: جوانان کمونیست
با درود به شما هموطن گرامی
گروه هواداران کانال یک برای تحقق اهداف مبارزاتی خود و همچنین برای هرچه نزدیکتر شدن و هماهنگ تر شدن وب نویسان و فعالین سیاسی در قدم نخست قصد بر خورداری از اعلام حمایت 1000 وب نویس را دارد .
توجه :
1- هدف ما در درجه ی اول اتحاد بین وب نویسان مخالف رژیم سرکوبگر ولایت فقیه هست
2- در درجه ی دوم حضور یکپارچه و هماهنگ ،اطلاع رسانی گسترده در اعتراضات و تجمعات اینترنتی و یکصدا شدن است که این می تواند به صورت شرکت در نظر سنجی ها مثل پتیشن خلیج فارس-جمهوری اسلامی آری یا خیر- و بسیاری موارد دیگر باشد …..
3- این تارنگار مورد حمایت شبکه مبارز ماهواره ای کانال یک هست که با تشکیل این تشکل متحد در عرصه اینترنت بین وب نویس های مبارز، می توان همکاری متقابلی بین هم صورت بگیرد که نتیجه ای مضاعف در این عرصه مبارزاتی علیه رژیم سرکوبگر ولایت فقیه خواهد داشت
از تمامی کسانی که به قدرت اتحاد و یکی شدن ایمان دارند تقاضا میشود که ما را در این کار یاری رسانند
(((((( توجه ))))))
(( برای اطلاعات بیشتر و پیوستن به ما به تارنگار هواداران کانال یک مراجعه کنید ))
آدرس تار نگار هواداران کانال یک : http://channelone-fan2.blogspot.com/
از شما هموطن گرامی دعوت به عمل آمده است
منتظر حضور سبزتان هستیم.